عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

236

منازل السائرين ( فارسى )

تشخيص نمىدهد و اين ناشى از مستى ثروت ، مستى قدرت و . . . مىباشد . و شرط سوم اينكه ، هيچ موجودى را سزاوارتر از خدا براى طاعت نبيند . كسى را جز او شايستهء پرستش و بندگى نداند . فقط در بند خدا باشد . اين سه شرط به تنهايى مقامات بسيار سنگينى هستند كه از نظر خواجه قدّس سرّه متعلق به عامه مىباشند و براين اساس روشن است كه اين درجه تا چه حد عظمت دارد و دست يافتن به مراتب آن چقدر سخت است . الدرجة الثانية : الرّضا عن اللّه تعالى و بهذا الرّضا نطقت ايات التّنزيل و هو الرّضا عنه فى كلّ ما قضى و قدّر ، و هذا من أوائل مسالك أهل الخصوص . آيات قرآن از اين رضا سخن مىگويند و آن رضايت از خداى تعالى در هر قضا و تقديرى است كه نسبت به بنده بفرمايد و آن از اوايل راه و روش اهل خصوص است . دومين درجهء رضا ، رضاى از خداوند عز و جلّ است كه آيات قرآن كريم از آن سخن مىگويد . رضاى از حق تعالى آن است كه بنده از هرچه او حكم فرموده راضى و خشنود باشد . نمونه‌اى از آيات شريفه را ذكر مىكنيم : وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ . « 1 » آنان كه سبقت به ايمان گرفتند از مهاجر و انصار و آنان كه به نيكى پيروى آنان كردند خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند و خدا براى همهء آنها بهشت‌هايى كه از زير درختان آنها نهرها جارى است مهيا ساخته كه در آن تا ابد جاودان باشند . اين به حقيقت سعادت بزرگ است . شاهد سخن در « رضى الله عنهم و رضوا عنه » مىباشد . « رضايت از جانب ما ، به معناى موافقت دل با عملى از اعمال است ، بدون اين‌كه ناراحت شود و احساس تضادى كند . رضايت بنده به همين محقق مىشود كه هر امرى را كه خدا از او خواسته كراهت نداشته باشد ، و هرچيزى را كه او نهى كرده و از بنده‌اش

--> ( 1 ) . توبه / 100 .